تبليغاتX
مجموعه مقالات مسعود احمدی

آیا باید اخلاق را فدای سیاست کرد

از ديدگاه امام علي (ع) هرگونه تلاش سياسي خارج از اصول اخلاقي، پيروي از هواي نفس و زيان و خسران دنيا و آخرت تلقي مي‌شود.از نگاه ايشان نه تنها حكومت و زمامداري با اخلاق و ارزش تعارض ندارند بلكه سياست مطلوب جز از راه پيوند بين اين دو محقق نخواهد شد.از منظر اميرالمؤمنين علي (ع)؛ نگاه زاهدانه به دنيا، پرهيز از دنياپرستي،توجه به آخرت، پرهيز از دورنگي و خودبرتربيني، اخلاص در امور،  امتحان دانستن فراز و نشيب‌هاي دنيوي، پرهيز از نيرنگ و دروغ گويي، رنج خود و راحتي مردم و كوچك انگاشتن غيرخدا در برابر خدا مباني و اصول اخلاقي است كه بايد در سياست به خوبي رعايت شود، اما آيا در جامعه ما اين اصول رعايت مي‌شود؟ امروزدر در مناظره های تلویزیونی به راحتي به  مخالفان،وهر كسي كه با آنان نيستند، با تهمت و افترا و اتهام بي‌پايه، هجمه مي‌كنند امروز كساني هستند كه براي تصفيه حساب‌هاي شخصي و جناحي و تخريب ، از محور اخلاقي فراتر مي‌روند و نه تنها اين اخلاق ناپسند سرزنش نمی شود ، بلكه در محافل و برخي حاميان متملق تحسين نيز مي‌شود. امروز برخي غافلند و نمي‌دانند سخنانشان در افكار عمومي و بخصوص رسانه‌هاي غربي چه بازتابي خواهد داشت؟!امروز عده‌اي، مسئولان دلسوز و شايسته نظام را در معرض اتهام‌هاي خيالي و توخالي قرار مي‌دهند. امروزه گاهاً دروغ‌گويي، رفتارهاي غيراخلاقي با رقباي سياسي، استفاده از تبليغات گمراه كننده براي گرم كردن بازار مكاره سياست، دو چهرگي و دوگونه سخن گفتن براي كسب يا حفظ قدرت به نام بازي سياست مقبوليت مي‌يابد آنها گمان مي‌كنند بقاي آنها در تخريب  و توهین  به ديگران است!  به راستی چگونه به خود مجوز تهمت زدن به ديگران  را مي‌دهند، در حالي كه تهمت از غيبت، بدتر و غيبت از زنا بدتر است؟! 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مسعود احمدی | | یکشنبه هفدهم خرداد 1388 •

بررسی دید گاه و اصلاحا ت مذهبی امیرکبیر

 امیر کبیر فردی  متدین و سخت مقید به انجام تکالیف شرعی بوده و  از طرفی با تحجر، تجدد و خرافه پرستی ، نفوذ روحانیون در سیاست و مداخله آنها در امور مملکتی مخالفت می کرد. امیر با رو حانیون دانا ، روشن بین و پرهیزگار همکاری  نزدیکی داشت ،و همواره جانب آنان را نگاه داشت و در واقع سیاست عمومی امیر در کاستن قدرت روحانی متوجه امام جمعه ها و شیخ الا سلام ها می گردید که مروج کهنه پرستی و نادانی بودند، سرای آنان مصون و جای تحصن  بود . و از این راه اعمال قدرت می کردند و در سیاست مداخله می نمودند . امیر چنین حق و مسئولیتی  را برای رو حانیون نمی شناخت. و رویة آنها را مانع پیشرفت و ترقی می پنداشت.امیر در نامه ای به شاه می نویسد:((فدوی دو روز است که روزه می گیرد، نه خوب است و نه بد...))در نامه ای دیگر می خوانیم :(( امیر نظام در خانه خود مشغول زیارت عاشورا است))همچنین امیر در اواخر عمرش یک سوم اموال خود را وقف کرد و اقدام  به ساخت مسجد بازار تهران با هزینه شخصی خود کرد که کار این مسجد در زمان حیاتش به اتمام نرسید اما ساخت آن پس از مرگش توسط وصی او ، شیخ عبدالحسین به پایان رسید.روزنامه وقایع اتفاقیه داستان جالبی از برخورد امیر با یکی از روحانیون عصر خود آورده است((...] امیر[ پیدا کرد که یک نفر شخص معمم و ملبس به لباس روحانیت در محکمه ای به نفع مدعی شهادت داده و پس از مدتی ،در همان محکمه و همان موضوع ، به نفع مدعی علیه هم شهادت داده و از هر دو نفر رشوه گرفته است. دستور داد لباس روحانیت را از تن او بیرون آوردند و او را تنبیه کرد)) ¹


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط مسعود احمدی | | دوشنبه چهارم خرداد 1388 •