داستان خواندنی امیرکبیر و امام جمعه وقت
امیر نظام او را پیش طلبیده و شروع به پرسش کردتا تمام ثروت حاجی را از دفتر و اسناد او به دست آورد و او را با مأموری امین فرستاد و سه هزار تومان زر مسکوک بیاوردو تسلیم خزانه کرد . انگاه امیر نظام اسناد دارایی حاجی را با افلاس نامه به یکنفر داد و فرمود : حاجی را با خود به منزل آقای امام جمعه ببر و عرض کن با این اسنادی که از حاجی به روز کرده و ثروتی که داشته است ، جنابعالی ورقه افلاس نامه ای مهر و سجل فرموده و به او داده ایدکه اسباب تضییع سه هزار تومان یا بیشتر از مال مردم بیچاره بشود و حقوق جمعی بواسطه خط و مهر آقا پایمال گردد و البته خواهند فرمود که پیش من تمویه و اشتباه کاری نموده لیاقت محاکمه نخواهد داشت و لهذا ایشان بجز نماز جماعت که در مسجد می خوانند من بعد حق هیچ قسم مداخله در محاکمات و فصل خصوم نخواهند داشت و به ایشان عرض کنید که احترام خاتم خویش را نگاه دارند و وارد اینگونه مطالب نشوند...
ادامه مطلب


